ابو نصر فراهى
40
نصاب الصبيان ( فارسى )
اعصار گردباد جونَكبا كژ و شِمال * بالا جَنوب ضدّ و صَبا پس دَبور پيش حُمّى تب و صُداع و فُؤاد و كُباد هست * دردسر و دل و جگر و جُرح و قَرح ريش ظَهر است پشت و بَطن شكم فَروْ پوستين * اليَه نُعامَه دنبه شترمرغ و نَعجَه ميش مِسرَد درفش وزَ رغَب كَيِمُخت و صَرم چرم * باشد غِرا سريشم و هم ثَرط دان سريش اكحَل سياه پلك چو انجَل فراخ چشم * اشهَل تو ميش چشم شمر چون قَرابَه خويش * * * فى بحر الرّمل اى بگردت صف زده خوبان حورا مَنظره * همچو انجُم بسته پيشت ماه تابان دايره فاعِلاتُن فاعلاتُن فاعِلاتُن فاعِلات * هست اين بحر رمل برخوان بصوت حَنجَره